سایه ماه

به روشنایی بنگر سایه ها پشت سرت خواهند بود

 

دلم كه می شود

 

نوشته شده توسط:ریحانه

از تمام رمز و رازهای عشق

جز همین سه حرف

جز همین سه حرف ساده میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود

من سرم نمی شود ولی ...
راستی
        
دلم
               که می شود



شعر بی دروغ

 

نوشته شده توسط:صابر شادمانی

ما که این همه برای عشق

آه و ناله ی دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

-که بی دریغ-

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم؟



برای امید دورم....

 

نوشته شده توسط:فاطمه عاشوری

التماست نمی کنم


هرگز گمان نکن که این واژه را 
 در وادی آوازهای من خواهی شنید 
 تنها می نویسم بیا 
 بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر 

 نگاه کن 
 ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است 
 اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود 

 ساعتی پیش
این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
 

حال هم
 به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم
 بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست
 تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی

اما
 تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین
 بیا و امشب را
 بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش

مگر چه می شود
یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم ؟
 ها ؟
 چه می شود ؟




سیب

 

نوشته شده توسط:ریحانه

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

 

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

 

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

-که چرا

         خانه کوچک ما

                               سیب نداشت



  • تعداد کل صفحات:15 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...